رفتن به نوشته‌ها

در مسیر مطالب

امیدوار ناامید

مدتهاست خودم رو گم کردم تو واقعیت. خستگیهای مفرط و بی انگیزگی هایی که دائما همراهم هستن. حتی الان نمیدونم از کجا شروع کنم ! برای خودم نوشتن رو حسم مثل کسی هست که داره تلاش میکنه مگسی رو بگیره، سریع حمله ور میشه و فکرمیکنه مگس رو گرفته و…

بروزرسانی.

حدود سه ماه از نوشته قبلی‌م میگذره. نمیدونم اصلا تو این مدت کسی اینجا سر میزده به قصد خوندن یا نه. حتی خودم هم خیلی نمیومدم اینجا ولی الا که دوباره متن رو میخونم میبینم که خودم نوشتم و عمل نکردم. خودم دنبال شاد بودن و احساس خوشبختی کردن رفتم.…

برای ۱۴۰۰.

از شروع ۱۴۰۰ به ۱۳۹۹ فکر میکنم. به اینکه این چی بود که گذشت ! ملغمه‌ای از همه‌چیزهای ممکن که میشد تجربشون کنم. تجربه هایی که برای رد شدن ازشون مجبور بودم قسمتی از خودم رو جا بذارم، خودی که برای ساختش از زندگی‌م صرف کرده بودم. البته زندگی برا…